ارفاق ما این بو که بعضی اساتید در ترم قبل ده نمره به شاگرد اول دانشگاه ارفاق می کردند تا نمره نه بشه نوزده !

نوبت ما که شد گفتند سه نمره بهتون کمک می کنم اون هم بروید تحقیق بیاورید .

 

بعضی دیگه امتحاناتش  این بود که تعداد زیاد سوالات تستی و تشریحی می داد و کلی سر کلاس رپ رپ می کرد از بس مسائل را تکرار می کردند آدم گیج می شد و از نیم نمره هم نمی گذشتند .

 

بعضی تمام دوران عمرشون یه مدل امتحان قالبی از پیش تعین شده داشتند و سه تا سوال بود و به ما که می رسیدند سوالات کنکور ارشد اون هم بیستا می گرفتند و اصولا" از تست و کنکور متنفرم .

 

اصلا" کسی به ما ارفاق نمی کرد . چیز هایی می خواستند که خودشان هم بلد نبودند یا آموزش نداده بودند .

 

بعضی از امتحانات کاملا" غیر استاندارد بود و هفت تا سوال می داد بعد می اومد می گفت این چهار تا صفحه حذف است و این سه تا صفحه امتحانه و هفتا سوال شد چهارتا حالا از این جهار تا سوال باید سه تا شو کامل جواب بدی تا نمره چهار ده بگیری یک سوال شیش یا هفت نمره ای هم هست که شاید بتونی جواب بدی یا نتونی !

 

و اما امتحان درست چیه ؟ حجم بالای اطلاعات باعث شد تا واحد های درسی چهار تایی به دو تا سه واحدی تبدیل شود و مطالب در دو ترم یاد داده شود هر چند بهتر بود اصلا" از اول این کار را می کردند و خیلی درسهای تکراری را نمی خواندیم . البته بعد از ما !

 

امتحان درست این بود که نصف مطالب در میان ترم و نصف دیگه پایان ترم گرفته می شد .

 

امتحان استاندارد نیازی به حظور استاد راهنما ندارد .

 

و اما در دوران ابتدایی و راهنمایی هم ارفاقی در کار نبود ما امتحان می دادیم و امتحان نهایی سوم راهنمایی برات نمره های درس علوم تجربی سه ثلث بیست و ریاضی سوم راهنمایی ثلث سوم هجده و نیم و سوال آمار نفهمیدم یارو چی خواسته بود ننوشتم .

18 و نوزده و بیست .

پنجم ابتدایی یک هوشمندی بود گریه می کرد نمره می گرفت کلی گل زعفرون داد به تشیعی نمره هجده و نیمش شد بیست .

 

یادمه اصلا" سوم ابتدایی مشق ننوشتم فقط روز اول ! شدم سر گروه مشقای بقیه را خط می زدم . شفاهی جلو جلو امتحان می دادم ...

چی میگی ارفاق کردند به ما .

دبیرستان ما یک ساعت و نیم تو راه بودیم تا برسیم و سرویس دور جهان را می زد و آخر پشت در می رسیدم  این مسخره بازی بود که آموزش پرورش در آورد و انرژی ما را با کار های بیهوده به هدر می داد . و با درگیر کردن و رقابت کاذب و کادر نا وارد و شیفت صبح و استفاده از داروها از جمله پنی سیلین و واکسن ها مختلفی که به ما می زدند ما را به استضعاف کشانیدند . حالا برو مدرسه های امریکا را ببین فقط دارند می خورند !

هر روز امتحان نمی دهند .

ثلث اول ثلت دوم ثلث سوم این نظام به این خوبی چه ایرادی داشت بر داشتی ؟ بجز اینکه فک و فامیل خودت روفوزه می شدند و به مجلس راه نمی یافتند . حالا نظام ترمی واحدی چی بود یک ترم یک ماه طولانی تر بود و یک ترم کوتاه تر و نظامی فشرده برای فشار آوردن به ما بود که یعنی جلو جلو ما را دانشگاه بردند هدف این بود تا معدل ها را پایین بکشند و خودشان که افرادی مطلع و در سپاه و ارتش بودند بعد از جنگ این نقشه ها را می کشیدند تا ریاست کنند و در آینده برده هایی با سواد داشته باشند .انقدر از درس و مدرسه و سواد و تحصیلات بدم اومده که خیلی وقته کتاب های آشغال شما را نمی خونم یک مشت چرت پرت و شر و ور یاد ما می دادی خدا لعنتتون کنه حتی در دینی و قرآن هم * و شعر به ما یاد می دادید .

به نظر من حقشونه بمیرند چی از جونه ما می خواند اسم خودشان را گذاشتند دانشمند و عالم و مهندس و سردار و آیت الله و علامه دهر و * کش .سرشان را بگذارند بمیرند .