نسل ضد نمرش بیسته ولی مهارت زندگی نداره
منظورت از مهارت زندگی چیه ؟
اینکه نمی تونه زندگی کنه و روپای خودش وایسه ؟
یا اینکه نمی تونه کلای مردمو ورداره
که من تو بازار رفتم همین نسل زد که داری می گی چه گرگای احمقیند
برا چندرغاز پول که از اوساشون می گیرند انقدر خره فکر میکنه همه مثل خودشند جنس دست دوم به جای نو قالب من می خواست بکنه
می خواهند بدون کسب تجربه و دانش یک شبه بار خودشونو ببندند و چیزی کمتر از نسل شما ها در خنگ بودن و مفت خوری ندارند.
نمرشون هم بیست نیست خیلی هم روفوزه شدند و ترک تحصیل کردند چرت و پرتا چیه تو رادیو می گی ؟
اگه منظورت از دیوار راست بالا رفتنه که از دیوار راست بالا نمی رفتم بچگی ولی از رخت خوابای مامان بزرگمون بالا می تونستیم بریم .
زنگ در خونه مردمو می زدیم و فرار می کردیم .
تلفن می زدیم و فوت می کردیم .
ترقه می ترکوندیم .
باقلوا می فروختیم .
از سر وکول هم بالا می رفتیم .
با تشتک نوشابه فرفره درست می کردیم .
تخم مرغ شانسی می خریدیم و می خوردیم .
شانسی می فروختیم و آب نبات و بیسکویت .
موتور براو و گازی سوار می شدیم .
نمک دون و منچ و روپولی و پاسور همه مدلی قطاری ماشین فوتبالی هواپیما ضرب المثل ...
ورق بازی می کردیم همون پاسور استاندارد بین الملی البته حکم و چهار برگ و ریم بیشتر .
یه اسباب بازی فروشی روبروی خونمون بود ازش هفت تیر ترقه ای خریدم اون روزا تازه اومده بود رول کاغذی می خورد و پشت سر هم تیر می زد و بوی باروت ازش بلند می شد و مکانیسم پیچیده ای داشت و زود خراب شد بعد تپانچه بادی ایرانی دوتا خریدم تیرش خیلی قوی بود و خطرناک بود
پسش دادم بجاش مسلسل ایرانی چرخ دنده ای خریدم فقط قر و قر صدا می داد و تیر نمی زد و ترقه هم نمی خواست و بعد از یکی دو هفته اون هم خراب شد بعد هم تفنگ ترقه ای استاندارد اومد تک تیر می خورد و یه نوعش هم کلت رولور بود و خشاب گرد می خورد همه اینا رو داشتم و خریدم .
قبل همه اینا هم دو تا کامیون خریده بود برامون مامانم که کامیون ها تحمل حمل بار سنگین و نداشت و چرخاش شیکست و
تانک برامون خرید نخ بهش می بستیم و می کشیدیم رو زمین .
هلی کوپتر اومده بود البته از نوع زمین پیما و زود هم خراب می شد .
دیگه بهت بگم موتور سه چرخه داشتم
دوچرخه خارجی داشتم پایگاه اصفهان که دزد برد
یه کمد پر اسباب بازی داشتم که تو راه انتقال از اصفهان به تهران فروختیم تا بارمون سبک شه .
یه سگ و یه سمور بزرگ هم داشتم البته عروسکی
بزگ تر که شدم به بابام گفتم آتاری خرید برام البته خودشون هم بازی می کردند اون روزا خیلی خوب بود
آتاری گرون بود چهارده هزار تومن با همه امکانات کامل تلویزیون چهارده ناسیونال هم چهل و دو هزار تومن پول یه کامپیوتر کامل امروزی که البته تلویزیونش هنوز سالمه و با این همه ساعت کار آخ نگفته .
این نشون می ده که اگه بخواند چیزی رو درست بسازند می تونند .
البته شرکت ناسیونال ورشکست شد .
آتاری هم پس از سالها کار مامانم اومد پاشو گذاشت روش و از وسط نصف کرد که چون کامل به دو نیم
شده بود دیگه قابل تعمیر نبود .
بجاش میکرو خریدم اونم شوتش کرد و خلاص شد و یه میکرو ترمیناتور دیگه خریدم و سوخت وخلاصه
سگا و پلی استیشن نخریدم و تو خیابون و کلوپ بازی بازی می کردیم
الان هم چند تا کامپیوتر دارم
چند تا کامپیوتر هم سوزوندم
خیالت راحت مهارت زندگی رو بلدم .